![]() |
![]() |
|
|
دیروز تا ساعت ۲ تو مدرسه بودیم.خدا وکیلی خیلی مفید بود!!!!!زنگ اول هندسه داشتیم.۵ نفر غائب بودن(از ۲۲ نفر) بقیه کلاس هم حسابی مریض بودن!حال نشستن تو کلاسو نداشتن. رفتن و به اولیاشون زنگ زدن که برن خونه.زنگ دوم تاریخ داشتیم که دبیر محترم نمی خواستن بیان مدرسه.آخه عروسی فرزندش بود.کل کلاس* رفتن و ما ۹ نفر موندیم.وسطای زنگ دوم فقط ۴ نفر تو کلاس بودیم،ضمن اینکه کلی احساس سرگیجه و مریضی داشتیم......زنگ سوم حسابان داشتیم که دبیر اومد سر کلاس .راضیش کردیم که کلاس تشکیل نشه .دبیر محترم هم قبول کرد.
زنگ چهارم هم خیلی مفید بود.جبر داشتیم که خدارو شکر باز هم کلاس تشکیل نشد.و ما ۴ نفر موندیم تو کلاس و با استفاده ار مقواهای باطله کلی چی میز درست کردیم و چسبوندیم دیوار کلاسمون.(پارسال هم با همین مقواها یه جدول مندلیف بزرگ درست کرده بودیم که هنوزم رو دیوار کلاس سوم ریاضی ۱ه ) نا گفته نماند قبل اینکه کل کلاسمون تخلیه بشه ۵۰ نفر تو کل مدرسه غایب بودن.تو دفتر حضور غیاب هم اسم حاضرین رو نوشتیم نه اسم غایبین رو!!! بچه های کلاس سوم ریاضی ۱ می گفتن «واقعا بچه هاتون مریض بودن؟؟!» از اون کلاس فقط ۳-۴ نفر غایب بودن.که در مقابل ۱۸ نفر غایب کلاس ما رقم قابل توجهی بود....... دیروز حال اینجانب خیلی خوب و اوکی بود ولی امروز با وجود ۱۰ -۱۲ نفر مریض دیروز کلاس،حال اینجانب هم به مریضی وبد حالی میل می کند. و امروز اینجانب نیز جزو غایبان دیروزی که امروز نیز به مدرسه نرفته اند، هستم..(چه دیروز، امروزی به کار بردم) =====> سلامتی =جزء دانش آموزان سوم ریاضی ۲ نبودن *= مجاز از دانش آموران کلاس
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 9:41 قبل از ظهر توسط رویا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| پیوندها |
|
مامان جونم دايي عزيزم تنها ترين تنها«آبجي جون» ماژلان*ناپلون*ارنست آرزو جون پريا جون شكلات شور مرضيه جون نسترن عزيزم هاله خانوم هیاهوی درونم عمو جونم نیما خان "تبليغات رايگان" |
|
RSS
|